با شهيدان

بسم الله الرّحمن الرّحيم

زندگینامه شهدای محراب

              

 

شهید آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی

سيد محمد علي فرزند حاج ميرزا باقر قاضي طباطبايي، ششم جمادي الاول سال 1331ه.ق در شهر تبريز متولد شد و در دامان پر مهر مادري كه از تربيت يافتگان مكتب اسلام بود، پرورش يافت. او تحصيلات مقدماتي را تحت نظر ميرزا محمدحسين و ميرزا اسدالله قاضي طباطبايي گذراند و در شانزده سالگي به همراه پدرش ابتدا به تهران و سپس به مشهد تبعيد شد. در سال 1359 ه.ق براي تكميل مباني علمي و مسلح شدن به سلاح علم و ايمان براي مبارزه با طاغوتيان راهي شهر مقدس قم شد و در سال 1369 ه.ق (ده سال بعد) در ادامه تلاشهاي علمي‌اش به نجف اشرف عزيمت كرد. او كه در قم با امام خميني (ره) آشنا و شيفته شخصيت برجسته ايشان شده بود، با شروع دوره جديد مبارزات به رهبري آن حضرت به عنوان يكي از اركان مبارزه، رهبري مردم غيور آذربايجان را عهده‌دار شد. و سرانجام در سال 1348 به زنجان تبعيد گشت. پس از چهار ماه به تبريز بازگشت و آنجا را به سنگري مستحكم براي دفاع از حريم اسلام تبديل كرد. منزل آيت الله قاضي طباطبايي همواره پناهگاهي امن براي مبارزات، جوانان و مجروحان بود. قيام قهرمانانه مردم تبريز در 29 بهمن ماه 1356 نيز با هدايتهاي اين شخصيت عظيم صورت گرفت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در مرداد ماه 1358 طي حكمي از سوي امام خميني (ره) به عنوان نماينده تام‌الاختيار و امام جمعه تبريز منصوب گرديد. نماز عيد قربان سال 1358 به امامت آيت الله قاضي طباطبايي اقامه شد و شب هنگام منافقين سيه‌دل، اين عاشق خدا و مجاهدنستوه را قرباني كردند و ملتي را به داغ نشاندند. روحش شاد.

                                             

 

شهید آیت الله مدنی

سيد اسدالله مدني درسال 1293 ه.ش در دهخوارقان ديده به جهان گشود. پدرش آقا مير علي بزاز بود. در 4 سالگي مادر و در 16سالگي پدر خود را از دست داد. و در عنفوان جواني جهت كسب معارف اسلامي وارد شهر قم شد. او مبارزه خود را عليه رژيم پهلوي اين شهر آغاز كرد و به دليل همين تحركات به آذرشهر تبعيد شد. درآذر شهر در اولين اقدام با فرقه ضاله بهائيت به مبارزه برخاست و مردم را در برچيدن كارخانه مشروب‌سازي اين شهر دعوت نمود. به دليل ادامه مبارزات مجبور به ترك شهر شد و به نجف اشرف عزيمت كرد. او پس از تبعيد امام همواره در كنار ايشان بود و بارها و بارها به ايران آمده و در شهرهاي مختلف پيام‌آور ادامه مبارزه شد. و به همين دليل شديداً تحت نظر ساواك بود. در سال 1351 به خرم‌آباد آمده با سمت نماينده و وكيل تام الاختيار امام در مبارزه، به فعاليت پرداخت. ساواك كه ازنفوذ ايشان در بين مردم مي‌ترسيد با نوشتن شبنامه و نامه‌هاي توهين‌آميز سعي در ترور شخصيت ايشان كرد كه با هوشياري مردم و علما اين طرح ناكام ماند. ناگزير در سال 1354 ايشان را به نوآبار ممسني تبعيد كردند ولي سخنرانيها و افشاگريها و محبوبيت ايشان در بين مردم باعث شد تا از آنجا به گنبد كاووس تبعيد شوند اما از آنجا كه در هر جا پا مي‌گذاشت آنجا را به كانون مبارزه بدل مي‌كرد ساواك او را بندر كنگان و سپس به مهاباد تبعيد كرد. در تمام اين شهرها مردم را به تقليد از امام دعوت كرده و رساله ايشان را با تمام محدوديت‌هاي موجود بين مردم پخش مي‌كرد. پس از پيروزي انقلاب به عنوان نماينده مردم همدان در مجلس خبرگان قانون اساسي برگزيده و پس از شهادت اولين شهيد محراب شهيد قاضي طباطبايي، امام جمعه تبريز ايشان از طرف امام نماينده و امام جمعه تبريز شدند. در آن ايام در خنثي‌كردن فتنه‌هاي حزب خلق در تبريز نقش به سزايي داشتند و با حضور خود درجبهه‌ها و بوسيدن دست رزمندگان و شركت در مراسم دعا و نيايش مشوقي براي رزمندگان بودند. سرانجام اين مجاهد خستگي‌ناپذير در شهريور سال 1360 در حال اقامه نماز جمعه به دست منافقين كوردل به شهادت رسيدند.

                                             

 

شهید آیت الله اشرفی اصفهانی

آيت الله اشرفي اصفهاني در سال 1279 ه.ش در خميني شهر اصفهان در يك خانواده روحاني ديده به جهان گشود. چون او را هديه خدا مي‌دانستند او را عطا الله ناميدند. از سن 5 سالگي تحصيل علم را شروع كرد و در 13 سالگي براي ادامه تحصيل به اصفهان رفت. پس از 10 سال تحصيل مداوم در حوزه علميه اصفهان در سن 22 سالگي به حوزه علميه قم مراجعت نمود. ايشان نزد اساتيدي چون امام (ره) كسب علم كرد. به دنبال تاسيس حوزه علميه کرمانشاه توسط آيت الله بروجردي در سال 1335 به دستور اين مرجع بزرگ به کرمانشاه رفت. ايشان از علاقمندان به حضرت امام بودند. وجوهات را جمع‌آوري مي‌كردند و براي امام به قم مي‌فرستادند. در سال 1342 به عنوان نماينده امام در کرمانشاه منصوب شدند. به خاطر فعاليتهاي زياد، رژيم قصد تبعيد ايشان را داشت كه علاقمندي شديد مردم باختران به اين مرد دانشمند آنان را نا كام گذارد. بعد از شهادت فرزند برومند امام و اوجگيري نهضت ايشان فعاليت خود را گشترش داد تا جايي كه پس از تبعيد امام از عراق به پاريس توسط ساواك دستگير و مورد بازجويي قرار گرفت. در آستانه ورود امام به ايران در اعتراض به بسته شدن فرودگاه جزو متحصنين در دانشگاه تهران بود. پس از پيروزي انقلاب در سال 1358 طي حكمي امام ايشان را به سمت امام جمعه کرمانشاه انتخاب كردند. او در ايام جنگ با لباس رزم در جمع رزمندگان حاضر شده به ايشان روحيه‌اي تازه مي‌بخشيد و بالاخره در تاريخ 23 مهر ماه 1360 در ماه محرم در سن 82 سالگي در محراب عبادت به دست منافقين به شهادت رسيد.

                                              

 

شهید آیت الله دستغیب

سيد عبدالحسين در عاشوراي 1332ه. ق در شيراز متولد شد و از همان كودكي كمر به غلامي‌ حسين بست. تا سن 12 سالگي نزد پدر به تحصيل علم پرداخت و پس از فوت ايشان مراقبت و تكفل خانواده را بر عهده گرفت. مدتي بعد براي كسب معارف اسلامي‌ به نجف سغر كرد و در خدمت بزرگان دانش آموخت. هنگاميكه به شيراز بازگشت مردم او را به عنوان امام جماعت مسجد جامع برگزيدند. به دليل كمبود جا براي نماز گزاردن، او تصميم به تعمير مسجد گرفته خود نيز دوشادوش مردم كاركرد. در سال 1341 با آغاز مبارزات حضرت امام (ره) ايشان نيز پيغام دادند كه من هم در شيراز آماده‌ام و از آن تاريخ به بعد مستقيماً با امام (ره) در ارتباط بود. هر شب پس از نماز مغرب و عشاء براي نماز گزاران سخنراني مي‌كرد و به افشاگري ظلم طاغوتيان مي‌پرداخت. به راستي دستغيب در سالهاي او ج‌گيري انقلاب اسلامي‌ ايران ايشان مسئوليت نمايندگي مردم فارس در مجلس خبرگان را بر عهده گرفته و به فرمان امام و درخواست مردم امام جمعه شيراز شدند. آيت الله دستغيب كه همواره از حافظان نظام مقدس جمهوري اسلامي‌ ايران بود، در روز جمعه 20 آذر 1360 (1402ه.ق) به دست منافقان كوردل، به شهادت رسيد. يادش گرامی.

                                             

 

شهید آیت الله صدوقی

محمد درسال 1327 ه.ق در خانواده اي روحاني در يزد چشم به جهان گشود. پدرش ميرزا ابوطالب از علماي وارسته آن ديار بود. او تحت سرپرستي پسر عمويش به تحصيل علوم ديني مشغول شد و شرح لمعه را در مدرسه عبدالرحيم خان يزد آموخت. درسال 1349 به قم هجرت كرد و 21 سال در قم اقامت گزيد. اقامتش در آن شهر ششمين سال حكومت رضاخان و اوج فشار بر روحانيون و مذهبيون مصادف گشت. ايشان از بدو ورود به قم هم صحبتي امام را برگزيده و گاه در تمام شبانه روز با ايشان بود. صدوقي از طرفداران جدي فدائيان اسلام بوده منزل ايشان پناهگاه شهيد نواب صفوي و يارانش بود. او در عين اينكه به تدريس اشتغال داشت تحصيل هم مي كرد و گاه براي امرار معاش خود در منطقه عباس آباد قم به كشاورزي مي پرداخت. ايشان در پي درخواستهاي مكرر مردم يزد به اين شهر مهاجرت كرد و مورد استقبال بي نظير مردم قرار گرفت. با ورود به يزد حوزه درس تشكيل داده و خدمات عمراني بسياري داد. از سال 41 تا سال 43 به عنوان عنصري مبارز نقش هماهنگ كننده روحانيون و مردم، با اقدامات امام را بر عهده داشت. پس از تبعيد امام مبارزات وسيعي را آغاز كرد. بيانيه و اطلاعيه مي داد و به همراه اطلاعيه هاي امام به شهرهاي ديگر مي فرستاد و مردم و علما را به مبارزه دعوت مي كرد. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايشان براي تدوين قانون اساسي راهي مجلس خبرگان شدند و پس از آن به عنوان نماينده امام و امام جمعه به شهر يزد رفتند. درايت و مديريت ايشان باعث شد استان يزد از كمند توطئه ها دور بماند. ايشان در برهم چيدن خانه هاي تيمي منافقين نقش به سزايي داشتند. با وجود كبر سن در جبهه حضور مي يا فتند و باعث شور و نشاط در جبهه ها مي شدند. حضور ايشان در عمليات بيت المقدس و فتح خرمشهر هميشه در يادها زنده است. سرانجام در روز يازدهم تيرماه سال 1361 با لبان روزه در سن 75 سالگي در محراب عبادت (نمازجمعه) به دست منافقين كوردل به شهادت رسيدند.

                                           

 

شهید آیت الله سید محمد باقر حکیم

در سال 1317 در جوار بارگاه ملكوتي امير‌مومنان در شهر نجف اشرف قدم به عرصه گيتي نهاد. ديدگانش را كه گشود، گنبد زيبا و طلائي امام اول شيعيان در قاب چشمانش جاي گرفت. او از همان آغاز كودكي به حوزه علميه رفت و تمام تلاش خود را مصروف آموختن علوم قديم و فقه اسلام نمود. پدرش «آيت‌الله سيد محسن حكيم» رهبر شيعيان مبارز بود، (1348-1333) او نيز در مكتب مبارزه درس آموخت و در جرگه مبارزان قرار گرفت و از سال 1335 فعاليت سياسي خود را آغاز نمود. وي پس از شهادت دوست و همرزم ديرين خود‌، آيت‌الله سيد محمد باقر صدر در سال 1358 به ايران مهاجرت كرد. آيت‌الله حكيم همواره موضعي ضدآمريكايي داشت و هميشه خواستار خروج دست‌نشانده‌ها و عوامل اين كشور در عراق بود، صدام به علت كينه و قساوت ديرينه خود با فرزندان زهراي اطهر (س) در سال 1361، 125 تن از اعضاي خانواده آيت‌الله حكيم را بازداشت و 29 تن از آنان را به شهادت رساند. برادر ديگرش (سيد مهدي حكيم) در سال 1366 توسط عوامل رژيم عراق در «سودان» به شهادت رسيد. آيت‌الله سيد محمد باقر حكيم در سال 1360 به همراه ياران همرزم و شيعه خود مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق را بنيان نهاد و در سال 1362 به رياست اين حزب منصوب شد. سرانجام اين روحاني مبارز و فداكار پس از گذراندن 23 سال تبعيد در ايران در ارديبهشت ماه سال 1382 به ميهن خويش بازگشت و در روز جمعه هفتم شهريورماه سال 1382 پس از اتمام مراسم نماز جمعه هنگام خروج از «باب‌القبله» در حرم اميرمومنان (ع) به شهادت رسيد. عاملان اين فاجعه عظيم با قرار دادن بمب داخل ماشين آيت‌الله حكيم بار ديگر قساوت خود و مظلوميت فرزندان زهراي اطهر (س) را به جهان ثابت نمودند. از ايشان 40 كتاب و 10 مقاله فرهنگي به يادگار مانده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 0:25  توسط منتظر آقا  |